موقیعت و حدود: رحمت آباد: در ساحل راست سفیدرود مقابل رودبار و پای کوه دلفک قرار گرفته و سرزمینی است که نیمی از آن دشت و نیمی دیگر کوهستان است و از شمال به سفیدرود و سیاهکل و از مشرق به کوه درفک و دیلمان و از جنوب به عمارلو و از مغرب به سفیدرود محدود می شود. طولش ازشمال به جنوب 54کیلومتر و عرضش از مشرق به مغرب 17 کیلومتر است.

سابقه تاریخی: رحمت آباد  در زمان کهدم (کهدم قلمرو مستقلی را تشکیل می داد و شامل ناحیه کهدم و رودبار و رحمت آباد  یعنی دره سفیدرود از منجیل تا کوکنه بوده است) تحت تسلط امیران انوزوند قرار داشت. امیرنشین مستقلی به شمارمی رفت. بعدها از رودبار جدا شد.گاهی ضمیمه لاهیجان و زمانی جز دیلمان بود تا اینکه در قرن اخیر تحت اداره یکی از افراد خانواده حاجی سمیع قرار گرفت.این طایفه فعلا در رشت سکونت دارند و دراین ناحیه به عنوان نایب الحکومه  معرفی گردیده اند.

کلشتر:مرکز حکومت رحمت آباد بود که به آن کلشدر نیز می گفتند. دهکده ای است دارای ۲۰۰ خانه که در یازده فرسنگی رشت و سه چهارم فرسنگی منجیل واقع شده است. در کلشتر شش آسیا و دو حمام دیده می شود.کشاورزی این ناحیه کشت گندم است که کشتزارها با آب باران و یا با استفاده از رودخانه آبیاری می شود. جنگلهای زیتون و توت این منطقه با چشمه ای که بالای دهکده است آبیاری می شود . چشمه آب گرمی نزدیک سفیدرود وجود دارد. عده زیادی از مردم کلشتر زندگی خود را از راه نگهداری چارپایان تامین می کنند.

جمعیت: در حدود ۱۵۰ سال پیش جمعیت این منطقه در حدود ۵۰۴ خانوار بوده است که مالک۲۵۰۰۰راس گوسفند و ۱۵۰۰ چهارپای اهلی بوده اند.در سال ۱۲۸۰ رحمت آباد و کلشتر و ییلاقهای اطراف دارای ۱۲۴۰ خانوار و ۱۰۰۰۰راس گوسفند و ۲۰۰۰ چهار پای اهلی بوده اند. ساکنان آن تمام شیعه هستند و به زبان گیلکی صحبت می کنند. کردها (تات ها) یا بومی هستند یا از کردهایی هستند که به وسیله شاه عباس به این ناحیه کوچانده شده اند. این کردها بیشتر در ناحیه سندس،علی آباد،کلایه،دیورود زندگی می کنند. و به دو قبیله پیر اصلی و کرخانلو تقسیم می شوند.

در طول سرما کردها در دهکده ای به نام سندس باقی می مانند و یا در حوالی این منطقه در سواحل شیبدار و زیبائیکه از دهکده به مزارع محدوده شده و تقریبا در مقابل رستم آباد قرار گرفته به سر می برند این مردم عادت دارند که با اغنام و احشام خود فصول گرم را در ارتفاعات به سر می برند و کسانیکه نمی توانند به ییلاق بروند گوسفند و سایر دامهای خود را به گالشها یا چوپانها می سپارند تا از آنها نگهداری کنند.

چوپانها پشم و نیم من کره و گالشها یک من کره به مالکین می دهند. ساکنان کوهها از مردم دشتها مرفه تر و آسوده ترند.شکایتی که معمولا در نقاط دیگر از فقر دارند در اینجا کمتر شنیده می شود.این مردم شکارگران دلیر و بی پروایی هستند. سرزمین آنها پر از ببر،پلنگ (وجود پلنگ مورد تردید است) و خرس، گرگ، روباه، شغال و سایر پرندگان است. و در دشتها یا لات سفیدرود هزاران خرگوش و از پرندگان قرقاول و کبک فراوان دیده می شود.

در نواحی مرتفع  مار افعی و سایر خزندگان سمی،و در دشتها عقرب و رتیل وجود دارد. بادهای شدید این ناحیه بی اندازه نامطبوع است و در روز ۱۴ ربیع الاول ۱۲۷۵ هجری و قمری دمای هوا ۵۵ درجه سانتیگراد بالای صفر بود.

شغل عمده اهالی کشاورزی است. برنج و گندم سفید در اینجا به عمل می آید. پرورش درخت زیتون و همچنین توت برای تربیت کرم ابریشم در این سرزمین مرسوم است. زیتون را به مصرف روغن کشی و صابون سازی می رسانند. در ویایه سابقا کارخانه ای برای روغن کشی وجود داشته است ولی از زمانی که حقوق گمرکی ورود روغن زیتون از روسیه برداشته شد کارخانه تعطیل گردید. روغنی که مردم از زیتون به دست می آورند فقط به نواحی مجاور فرستاده می شود. درخت گردو و خرمالوی وحشی بنام "اربا" در این منطقه فراوان است،و میان لیافو و حلیمه جان درخت شمشاد فراوان دیده می شود. نزدیک سواحل رودخانه درخت سرو می روید و در این نواحی به این درخت زربین می گویند. سابقا جنگلی از سرو در ساحل راست سفید رود وجود داشت و چوب آن را از آنجا تا دهانه رودخانه از راه سفید رود حمل می کردند ولی فعلا تجارت چوب از میان رفته است.

برگرفته از کتاب  ولایات ودارالمرزایران وگیلان- مولف :(ه - ل رابینو دوبورگومال نایب کنسول انگلستان دررشت)از 1906ت تا 1912،ترجمه جعفر خمامی زاده  با اندکی تغییرات