محرم در انارکول

از روزی که واقعة جانگداز، عاشورا در محرم سال61 هجری اتفاق افتاد، احوال گروهی از خلایق را دگرگونی دیگری حاصل آمد. تأثیری که واقعة عظیم کربلا بر فرهنگ ملل گذاشت بر کسی پوشیده نیست.امروزه بسیاری از مسلمانان و به ‌ویژه شیعیان، فرهنگ عاشورا را با فرهنگ بومی خویش    امتزاج نموده‌اند.غور در فرهنگ و رفتار عامه مردم بیانگر این مطلب است که گاه فرهنگ عاشورا         چنان با فرهنگ بومی هر منطقه آمیخته شده که به هیچ وجه انفکاک آن میسر نیست.

مقالة ذیل سعی دارد تا فرازی از مراسم تعزیت سرور و سالار آزادگان عالم، حضرت حسین‌بن‌علی         را در روستای انارکول را شرح و معرفی کند. از آنجایی که مراسم عزاداری امام حسین درتمام   روستاهای اطراف تقریباً یکسان است، مراسم عزاداری روستای انارکول به عنوان نمونه، انتخاب و   معرفی شده است.

سرآغاز شور

در اواخر ماه ذی‌الحجه، بزرگان و هیأت امنای مسجد جامع انارکول به اهالی روستای خویش اعلام می‌کنند هرکس می‌خواهد در شست‌وشو و نظافت مسجد سهیم باشد فردا بدان‌جا بیاید. جوانان و پیران با علاقة وافر راهی می‌شوند تا هرکس به فراخور توان گردی از سیمای آن بزداید. در این راه پیر غلامان امام حسین راهنمای آنها می‌شوند.در دهة اول محرم، هر شب از مهمانان و عزاداران پذیرایی می‌شود. به همین دلیل اندک‌اندک نذورات مردمی به یکی از هیات امنای مسجد تحویل می‌گردد.عشق به حسین و یاران جاودانه‌اش در اعماق دل شیفتگان حضرتش آشیانه کرده، گویی خلایق را ولوله‌ایی جانانه در جان افتاده است که هرکس با تمام وجود مشغول به کاری است. بعضی از آن‌ها فرش‌های مسجد را به کنار  جارو کرده و برخی نیز به رفت ‌و روب در و دیوار آن پرداخته‌اند. بعضی دیگر پارچه‌های سیاه و پرچم‌های عزا را بر سر در مسجد نصب می‌کنند.برخی از زنان به شستن و تمیز    کردن ظروف موجود در مسجد مشغول می‌شوند.

علم بندی

در شب اول محرم مراسم علم‌بندی برگزار می‌شود. مردان، داخل صحن و سرای  مسجد نشسته، به بستن پارچه‌های رنگارنگ حول چوبی بلند می‌پردازند. پنجة علم را که معمولاً از جنس برنج و به رنگ طلایی است، بر نوک آن چوب می‌بندند.علم که آماده می‌شود با صلوات بر محمد و ذکر یا حسین و با احترام تمام، علم‌ را در محراب  مسجد و در کنار و دو سمت منبر قرار می‌دهند.و از همان شب جوانان محل به مرثیه‌خوانی و سینه‌زنی می‌پردازند. معمولا در شب های تاسوعا و عاشورا جمعیت زیادی در مسجد حاضر می شوند.

روز تاسوعا

قبل ازهر چیز لازم است بدانیدکه پیش از زلزله خرداد ۶۹ مزار اصلی روستا در امازاده صالح پره واقع بود ولی در روزهای تلخ زلزله باتوجه به تعداد زیادکشته شدگان محل امکان انتقال متوفیان به آن آرامستان مقدور نبود به همین خاطر قطعه زمینی نرسیده به روستا برای دفن عزیزان ازدست رفته تعلق گرفته     که بعد از آن به مرور به مزار اصلی روستا تبدیل گردیدکه در روز تاسوعا هیأت‌ عزاداری روستا راهی    آنجا  شده و در محوطة آن را تا نزدیک نماز مغرب به عزاداری و مرثیه‌خوانی می‌پردازند. در این برنامه رسم است که هیأت زنجیرزنان مسجد با تشکیل دو صف بلند در دوسوی جادة ورودی به مزار به زنجیرزنی می‌پردازند 



 

روز عاشورا



عموماً هیأت‌ها و دستجات عزاداری روستاهای دیگر (خاصکول و پره) نیز راهی بقعة امامزاده صالح    شده و در محوطة بقعه تا نزدیک نماز ظهر به عزاداری و مرثیه‌خوانی می‌پردازند. ولی هیات عزاداری انارکول ابتدا به مزار ولیجار جاییکه مزار شهید مرتضی صفری در آن واقع شده میرود
 و سپس به سوی امامزاده صالح روانه می شوند

 غالباً هر کدام از هیأت‌ها هنگام ورود به صحن بقعه امامزاده، مرثیه‌ای می‌خواند   که مصرع:

 السلام السلام یا شاه شاهان السلام / شاهزاده صالح السلام

تکیه‌کلام زنجیرزنان و سینه‌زنان است. هم‌چنین هنگام وداع با هیأت امام‌زاده،مرثیه‌ای خوانده     می‌شود که تکیه کلام عزاداران، این مصرع است:

ما دعا کردیم و رفتیم زین عزا

اجرتان با پسر شیر خدا

نماز ظهر عاشورا و نهار

بعد از پایان مراسم هیات عزاداری به سمت روستا حرکت می کند در این هنگام ابتدا پنجة علم را باز کرده، به شکل وارونه در همان جای قبلی‌ می‌بندند. به نظر می‌رسد این کار، احترامی است که به   دست بریدة حضرت عباس علمدار رشید کربلا گذاشته می‌شود. و پس از انجام مراسم خاصی که        در ورود به روستا انجام می دهند روانه مسجد می گردند: این نوع سوگواری به این صورت است که عزادارن به دو گروه دایره وار تقسیم می گردند و هر یک از این گروهها با گفتن این عبارات حرکت     می کنند:

   گلهای زهرا همه پرپر شده   به کربلا از دم خنجر شده     حسین

   یک گل او قاسم داماد بود     گل دگر  اصغر نوزاد بود         حسین


 

و پس از رسیدن به مسجد و اقامه نماز ظهر عاشورا، نوبت به صرف نهار می شود در این روستا    رسم بر آن است زنان غذای آماده شده در خانه را در طبق گذاشته (نوع غذا مهم نیست) و به مسجد    می آورند و مردان روستا نهار خود را در آنجا میل میکنند غذاهای آماده شده معمولا به اندازه سه الی چهار نفر می باشد.

شام غریبان

شب شام غریبان، جملة اهالی در مسجد حاضر شده و تا نیمه‌شب به عزاداری و مرثیه‌خوانی می‌پردازند.  اشعار زیر با نوحه و سینه‌زنی در نهایت حزن و اندوه خوانده می‌شود:

امشب به صحرا بی‌کفن، جسم شهیدان است

زینب پریشان است

ارض و سما گریان بر حال یتیمان است

شام غریبان است

علم اچینی

در سیزدهم محرم، مراسم علم واچینی برگزار می‌شود. در این مراسم، پارچه‌های علم‌ها یکی‌یکی     باز می‌شود و به شکل زیبایی تا گردیده، بعضاً با عطر و گلاب معطر شده و در بقچه‌هایی برای سال    دیگر بسته‌بندی و بایگانی می‌شود. هنگامی که هیأت در طول دهه به عزاداری می‌پردازد،مردم     نذورات فراوانی هم لابه‌لای پارچه‌های علم می‌بندند که برای خرید تجهیزات مسجد هزینه می‌شود.

سخن آخر

محرم، شمعی است افروختة حسین که هیچ‌گاه خاموشی نشاید. مادام که روزگار را بقایی است،  شمع محرم جاودانه روشن است، و هرسال که بگذرد بر فروغ این شمع افزوده ‌گردد.

تصاویری از موزه میراث روستای گیلان






بقیه تصاویر در ادامه مطلب:
ادامه نوشته

باز هم مصاحبه عجیب در هفته نامه شکوفه های زیتون

انسان دوستی، خیرخواهی و امانت داری از ویژگی های بارز مسلمانان علی الخصوص ایرانیان است. ایرانیان علیرغم مواجه با تمام مشکلات و مسائل روزمره ی زندگی، به اعتقادات و ارزش های اعتقادی خود پایبند بوده و هیچ گاه پای خود را از حریم اعتقادی فراتر نمی گذارند.

در چند شماره قبل هفته نامه شکوفه های زیتون به شاهکار یک فرد رودباری، که از 12 میلیون گذشت را خواندید. این شماره نیز با افرادی از شهر رودبار آشنا می شوید که از 20 میلیون پول گذشتند تا ثابت کنند خون ایرانی و مسلمانی در رگ هایشان در جریان است

در ادامه گفتگویمان را با یاسر رمضانی و رمضان فتاحی که کیفی پر از پول، دسته چک و اوراق مهم دیگر پیدا کرده و به صاحبش برگرداندند

خودتان را معرفي نماييد.
ياسر رمضاني، متولد 66 اهل رودبار بوده و در ديزي سراي كاظمي مشغول به فعاليت هستم

كيف پول را چگونه پيدا كرديد؟ جزئيات موضوع براي ما شرح دهيد.
در محل كارم  نشسته بودم كه خودرويي با سرعت در حال حركت بود، از صندوق عقب خودرو كيف به وسط جاده افتاد و راننده متوجه نشد و حركت نمود. بنده نيز كه نزديك ترين فرد و شاهد واقعه بودم شتابان سوي جاده رفته و كيف را برداشتم.

چگونه كيف را به صاحبش برگردانديد؟
كيف پيدا شده كه پر از تراول 50 هزار توماني و دسته چك، شناسنامه و.. بود را باز كرده و در اولين فرصت دنبال شماره تلفن صاحب كيف گشتيم، در نهايت از فيش بانكي كه متعلق به صاحب كيف گم شده بود، شماره مخاطب را پيدا كرده و با وي تماس گرفتيم و بعد از تماس هاي مكرر، موفق به برقراري ارتباط با صاحب كيف شده و وي را از اين موضوع آگاه كرديم. صاحب كيف كه نامش حسين لطفي خلخالي بود بعد از 45 دقيقه سراغ كيف خود را گرفت و ما با اخذ نشاني كيف، آن را به صاحبش برگردانديم.

عكس العمل صاحب كيف، نسبت به عمل خيرخواهانه شما چگونه بود؟
وقتي كيف را با تمام محتويات داخلش ديد و اينكه چيزي از 20 ميلیون تومان پولش كم نشده است، شوكه شد و فقط در يك جمله گفت: «آن شيري كه خورديد، حلالتان باشد» و تشكر كرد و رفت.

چه چيزي باعث شد تا 20 ميليون تومان پول باد آورده را دوباره به صاحبش برگردانيد؟
حس انسان دوستي و خيرخواهي در گوشت و خون ايرانيان علي الخصوص مردم خوب شهرستان رودبار مي باشد. شايد هر كس ديگر هم جاي من بود، كار پسنديده تر را انجام مي داد. من يك كارگر ساده بيش نيستم وجدانم قبول نكرد كه پول را براي خودم بردارم.

انگيزه و هدف شما براي اين كار چه بود و چه احساسي داريد؟
 ما دوست داريم كه چنين اعمال خداپسندانه اي در جامعه به عنوان يك فرهنگ، رواج پيدا كند و از اينكه از امتحان الهي سربلند بيرون آمده ام بسيار خوشحال بوده و خداوند را سپاس مي گويم. اكنون احساس آرامش مي كنم و وجدانم راحت است.
 

تا اینجای کار مصاحبه با یاسر رمضانی فردی که توانسته شتابان به طرف کیف پول حرکت کرده بود و آنرا پیدا کند (پاسخ یاسر رمضانی در جواب به سوال دوم خبرنگار)

اما نقش این آقای رمضان فتاحی  این وسط چی بوده است خدا می داند(شاید این آقا صاحب کارش بوده و بالاخره شرط مصاحبه این بوده که با خودش هم مصاحبه کنند و در ادامه سوالاتی که در یک گفتگویی  اخلاقی مطرح می شود:

مصاحبه اخلاقی و فرهنگی یک دفعه سر از مشکلات دیزی سرا در میاره( سوالات عجیب و پاسخ های عجیب تر)

از ديزي سراي كاظمي براي ما بگوييد؟
ديزي سراي كاظمي از سال 72 فعاليت خود را كه خدمت رساني به مردم شهرستان رودبار و مسافرين مي باشد، آغاز نموده است و در سه راهي پايين بازار واقع بوده و در بين ديزي سراهاي شهرستان رودبار، حرف اول را مي زند.

*ایشون دیزی سرا فقط در جهت خدمت رسانی به مردم دایر کرده!!!!حالا معیار اون واسه اول بودن دیزی سرا چی بوده الله اعلم

مردم چرا اين ديزي سرا را  به عنوان یکی از بهترين ديزي سراهاي شهرستان رودبار مي شناسند؟

از زمان حسينعلي كاظمي كه بنيانگذار اين ديزي سرا بوده، تاكنون، سعي شده است، كه خدمت صادقانه به مردم جزء الويت هاي اصلي قرار گيرد. در اين ديزي سرا عليرغم تمام محدوديت ها اعم از گراني، تورم و... تمام تلاش ما اين است تا از مواد و كالاهاي مرغوب و درجه يك استفاده نماييم و هدف ما جلب رضايت مشتري مي باشد و همين موضوع سبب شده است، تا مسافراني كه از نقاط دور به شهرستان می آیند مي شوند، مشتريان ثابت ما باشند و حتي مشترياني نيز از نقاط دور كشور داريم كه از زمان آغازين فعاليت ديزي سرا، به اينجا مي آيند.

براي تهيه غذا از چه موادي استفاده مي گردد؟
گوشت گوسفند، نخود، لوبيا، رب گوجه فرنگي، ادويجات و...

پ ن پ: بیا بجای گوشت گوسفند از ماهی سفید استفاده کن

ديزي سراي كاظمي چه خدماتي به مشتريان ارائه مي دهد؟
ارائه ديزي، شامي رودباري، چاي و..

با تخفيف؛ يك پرس ديزي چند؟
مقطوع 6000تومان بدون مخلفات

فقط جهت خدمت رسانی به مردم

از شامي رودباري بگوييد؟
شامي رودباري يكي از بهترين غذاهاي محلي شهرستان رودبار به شمار مي رود كه حتي در كشور نيز طرفداران خاص خود را دارد. محتويات شامي رودباري؛ گوشت خالص، پياز، ادويجات و سبزي مخصوص بومي(پلنگ مش) بوده و با روغن زيتون پخت مي شود.

سوالی عجیب!!!!!نه وحشتناک در پایان مصاحبه اخلاقی

دغدغه ها و مشكلات ديزي سراي كاظمي؛

هر كاري مشكلات و مسايل خاص خود را دارد، مشكلات اقتصادي، گراني و.. از جمله مشكلاتي مي باشد كه همه اقشار با آن دست و پنجه نرم مي كند.

*هر کسی رابطه بین این دو مصاحبه رو فهمید حتما به ما بگه

*این اسم دیزی سرا هم آدمو بعد جوری به شک میندازه که نکنه این...