سپیدرود رودی به درازای تاریخ
سپیدرود

بلندترین رود ایران سپیدرود است. نام باستانی آن رود آمارد بودهاست. از ترکیب دو رود شاهرود و قزل اوزن در شهر منجیل شکل میگیرد و تا ریختن به دریای خزر عرض استان گیلان را میپیماید.سرچشمه آن در کوه چهل چشمه کردستان است و بطرف مشرق رفته داخل ناحیه گروس می شود و در این محل شعبه دیگری بهمین اسم که از کوههای پنجه علی در شمال غربی همدان جاری است ضمیمه آن میشود و درگروس و شعبات متعدد دیگری به آن پیوسته و بطرف شمال رفته به میانج میرسد و در آنجا شعبات قرانقو و میانه (میانج) و هشترود و آبهای کوه سهند و بزغوش را وارد آن میکند. پس از آن به جنوب شرقی برگشته و زنجانرود که سرچشمه آن از چمن سلطانیه است از ساحل یمین وارد آن می گردد. بعد شعبات کوچک دیگر از کوههای طارم به آن ملحق شده وارد تنگه منجیل میشود و قبل از منجیل شاهرود که از الموت و طالقان سرچشمه میگیرد و طارم پائین (طارم سفلی) را مشروب میکندو به قزل اوزن پیوسته از این محل به بعد در همه جا سپیدرود نامیده میشود. و از منجیل تا ساحل دریا همه جا سپیدرود به سمت شمال شرقی جاری و جریانش سریع و مقدار آب آن زیاد است. از منجیل تا گندلانبستر آن بین دو کوه و بسیار باریک و از این نقطه ببعد دلتای وسیعی با شعبات زیاد تشکیل داده شعبه اصلی آن در حسن کیاده به دریای خزر میریزد.

واژهشناسی و تاریخچهٔ نام
این رود را نوشتههای گوناگون سپیدرود،اسفیدرود،اسبیذروذ،سپیذروذ و سفیدرود خواندهاند. این نام از دو ریشه سپید(در اوستایی spaêta؛در پارسی میانه سپت؛در سانسکریت sveta) و رود(در اوستا urûd؛در پارسی باستان rautah) ساخته شدهاست. همچنین بخشی از رود را که از آذربایجان میگذرد به ترکی قزلایرماق به معنای رود سرخ میخوانند. در کتاب نزهةالقلوب که در سال ۷۴۰ (قمری) نوشته شده این رود را به مغولی هولانموران خوانده که همان معنای نام ترکی آن را داراست.
در کتاب بندهش که به زبان پهلوی است از این رود نام برده شده که در آتورپاتکان است.
نام این رود در روزگار هخامنشیان و سلوکیان و اشکانیان و ساسانیان به نام قوم ایرانی که در کنارش میزیستند و آمارد (amardoi) اَمَرد (به یونانی amardus) خوانده میشدهاست. نام سپیدرود بایستی در دوره ساسانیان بر این رود گذارده شده باشد.
بومیان شهر رودبار به آن اسپه می گویند که در گویش ديلمي همان سفید معنی می دهد.

<محمد تقی بهار>، شاعر آزادی و آزادیخواه ایران نیز در قصیدهای زیبا در وصف نوروز و بهار چنین میسراید:
هنگام فرودین كه رساند به ما درود
بر مرغزار دیلم و طرف سپیدرود
كز سبزه و بنفشه و گلهای رنگ رنگ
گویی بهشت آمده از آسمان فرود
دریا بنفش و مرز بنفش و زمین بنفش
جنگل كبود و كوه كبود و افق كبود
اشجار گونهگون و شكفته میانشان
گلهای سیب و آلو، آبی و امرود
بنگر یكی برود خروشان به وقت آنك
دریا، پی پذیرهاش آغوش برگشود
--------------------------------------------------------
سفرنامه ناصر خسرو
.... و از آن جا برفتم رودی بود که آن را شاه رود می گفتند . بر کنار دیهی بود که خندان می گفتند و باج می ستاندند از جهت امیر امیران و او از ملوک دیلمیان بود و چون آن رود از این دیه بگذرد به رودی دیگر پیوندد که آن را سپید رود گویند و چون هردو رود به هم پیوندند به دره ای فرود رود که مشرق است از کوه گیلان و آن آب به گیلان می گذرد و به دریای آبسکون رود و گویند که هزار و چهارصد رودخانه در دریای آبسکون ریزد ، و گفتند یکهزار و دویست فرسنگ دور است ، و در میان دریا جزایر است و مردم بسیار و من این حکایت را از مردم شنیدم .
روستای انارکول: در 5 کیلومتری شرق رستم آباد واقع شده و در تقسیمات جغرافیایی جزء حوزه شهری توتکابن از بخش رحمت آباد شهرستان رودبار می باشد.روستایی خوش آب و هوا در کنار رودخانه زیبا و بزرگ سیاهرود و با چشم اندازهای طبیعی و دوست داشتنی دیدگان هر انسانی را مجذوب خود می سازد.