|
حفاری چرتغعلی تپه
تصاویری کمیاب از حفاریهای چراغعلی تپه(سری2)
منظور از نگارنده: دکتر عزت اله نگهبان کاشف چراغعلی تپه
|+| نوشته شده توسط یکی مثل شما در دوشنبه سیزدهم اردیبهشت 1389 و ساعت 11:14 احضار اموات باستان
|+| نوشته شده توسط یکی مثل شما در چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1389 و ساعت 9:35 يادگارهاي باستاني : جام اسب شاخدار
جام اسب شاخدار يك جام زرين با نقشهايي زيبايي از اسب شاخدار است كه درچراغعلي تپه(تپهي مارليك) رحمت آباد رودبار به هنگام كاوشهاي گروه باستانشناسي دانشگاه تهران به سرپرستي دكتر عزت الله نگهبان در سالهاي 1340 و 1341 خورشيدي پيدا شد. در اين جا چكيدهي توصيف باستانشناسي دكتر نگهبان را از اين جام بسيار بارزشمند ميخوانيد. جام سه هزار سالهي مارليك با نقش اسب شاخدار نزديك 5/17 سانتيمتر بلندي دارد و قطر دهانهي آن نزديك 12 سانتيمتر است. لبهي جام در اثر تاب دادن فلز به صورت مفتولي درآمده و استحكام بيشتري پيدا كرده است. نزديك كف جام نيز بخش برجسته و نوارمانندي دارد كه پيرامون جام ادامه مييابد و استحكام بيشتري براي جام در نزديكي كف ظرف به وجود آورده است. نقشهاي روي جام برجسته و برآمدهاند و روي بخشهاي برجسته ريزهكاريهاي بسيار دقيق و ظريفي وجود دارد. نقشهاي روي جام در دو رديف كار شده كه با خطي برجسته از هم جدا شدهاند. در هر رديف نقش اسب شاخدار سه بار دور تا دور جام تكرار شده است. اين اسب بسيار متناسب و با گردن كشيده و خميده، كمر باريك، دست و پاي ظريف و عضلاني و در حال راه رفتن،گرداگرد جام نمايش داده شده است. بخشهاي خالي نيز با نقش گل هشتپر تزيين شده كه شباهت زيادي به گل نيلوفر دارد. اسب شاخدار داراي سري كشيده و دراز با چشماني برجسته و گرد است. خطهاي موجداري پيرامون چشمها ديده ميشود كه نمايش دهندهي ابروان هستند. بخشهاي بيني، پوزه و دهان و منخرين بسيار روشن و دقيقي نمايش داده شدهاند. از پيشاني جانور شاخي خميده و نوكتيز روييده است كه بيشتر آن، مگر نوك خميدهي آن، با هاشورهاي جناغي موازي تزيين شده است. در پايهي شاخ گوشهاي دراز و برگمانند جانور ديده ميشود. سطح گردن دراز و خميدهي جانور با نقش شطرنجي پوشيده شده و خانههاي شطرنجي با نوارهايي از خطهاي كوتاه هاشوري موازي، از يكديگر جدا شدهاند. اين نوع نقش كه همه جاي گردن جانور را پوشانده، ديگر بخشهاي بدن را تا ناحيهي كپل و دم نيز فراگرفته است. پشت گردن، از جاي گوش به سوي دم، يال كوتاه جانور به صورت نواري از خطهاي موازي مايل به صورت هاشور ادامه دارد كه انتهاي آن در محل شانهي جانور به صورت گوي برجستهاي نمايش داده شده است. سه گوي بزرگ ديگر كه شايد منگولههاي ابريشمي يا پشمي را نمايش ميدهند، بر پشت جانور ديده مي شود. اين منگولهها در بخش پايه با هاشورهاي ظريف جناغي و در بخش گويمانند با خطهاي خميدهي موازي تزيين شدهاند. دو خط موازي خميده نواري را ميسازند كه گلوي جانور را كه با رديف نقشهاي خطهاي كوتاه موازي پوشانده شده است، از گردن جانور متمايز و مجزا ميسازند. اين رديف خطهاي موازي كوتاه تا ناحيهي سينه جانور ادامه مييابد و بخشي از شكم را نيز فراگرفته است. يك گوي تزييني از اين بخش روي سينهي جانور آويزان است كه به مانند گويهاي ديگر با هاشورهاي جناغي تزيين شده است. سطح ناحيهي شانهي جانور كه تا اندازهي زيادي مشلثشكل است، از دايرههاي ظريف نقطهچين پوشيده شده و با دو خط موازي خميده متمايز گرديده و در بخش جلو و پشت با خطهاي موازي خميده پوشيده شده است. اين دايرههاي نقطهچين تا بخش بالايي پاهاي جلو تا حدود زانو نيز ادامه مييابد. تزيينات نقشهاي شطرنجي كه بدن جانور را پوشاندهاند، تا ناحيهي بالايي پاياهاي عقبي نيز ادامه دارند. بخش داخلي پاهاي جلو و عقب جانور با خطهاي موازي نقطهچين تزيين شدهاند. محل پيوند شدن استخوانها در مفصلها با خطهاي خميده موازي هممركز نمايش داده شده است و بندها و مفصلهاي پاهاي جلو و عقب با گويهاي ابريشمي يا پشمي زينت شدهاند كه به مانند گويهاي ديگر با هاشورهاي جناغي موازي و خطهاي خميدهي موازي پوشيده شدهاند. دم دراز جانور نخست به سوي بالا جهت گرفته و سپس با يك خم زاويهدار به پايين سرازير ميشود. خطهاي موازي دورادور پيوندگاه دم جانور و همچنين جاي خميدگي و تاشدگي دم را متمايز ساختهاند. سطح دم جانور با نقشهاي موازي زيگزاگي نقطهچين تزيين شده است. در انتهاي دم نخست خطهاي موازي نمايش داده شده و سپس انبوه موهاي انتهاي دم جانور با خطهاي متعدد موجدار عمودي موازي نمايش داده شده است. زير لبهي جام يك حاشيهي تزييني بافتهي زنجيري سه رديفه دورادور جام را تزيين نموده است. در وسط جام بين دو صحنهي زبرين و زيرين كه هر كدام نقش اسب شاخدار دارند، يك نوار از خطهاي جناغي دوتايي وجود دارد كه دو صحنه را از هم جدا ميكند. در بخش نزديك به كف نيز حاشيهي تزييني با نقش نوار مارپيچ سه خطي دورادور جام را فراگرفته است. كف جام با نقش بسيار جالب و درهم مثلثهاي استليزه زينت شده است كه به شيوهي زيبايي در كنار هم جاي گرفتهاند و در نوك هر گوشهي آنها نقوش خميدهي پيچيده ديده ميشود. پيرامون اين نقش را دايرهاي فراگرفته است. اسب شاخدار اگر چه يك جانور خيالي بوده است، ولي به عنوان يك جانور اشرافي دلاور، نترس، شجاع، مغرور، قويي ولي نجيب و پشتيبان جانوران ديگر در اسطورهها و افسانههاي باستاني شناخته شده است. اما اين اسب با زيبايي بسيار چشمگير روي جام طلايي مارليك نقش بسته كه مانند آن كمتر ديده شده است. پرفسور پورادا( Porada ) زيبايي اين اثر را اين گونه بيان كرده است: "چنين عناصر نقشي استليزه و زيبايي مانند تزيين بدن جانور با خطها و نواحي متفاوت نقش كه بخشهاي مختلف بدن جانور را متمايز و مشخص از يكديگر نموده است، سبك و روش يك مكتب هنري ظريف، تزييني و استليزه و ابسترهايست كه ما به عنوان سبك هنري مارليك آن را نام نهادهايم." |+| نوشته شده توسط یکی مثل شما در شنبه پانزدهم اسفند 1388 و ساعت 10:48 جراغعلی تپه
|+| نوشته شده توسط یکی مثل شما در یکشنبه هجدهم بهمن 1388 و ساعت 9:38 كاشف تپه مارليك رودبار
|+| نوشته شده توسط یکی مثل شما در شنبه هفدهم بهمن 1388 و ساعت 11:9 جام افسانه زندگی (مارلیک)
در پاييز 1340 شمسي هنگام بررسي منطقهي رودبار استان گيلان براي آمادهكردن نقشهي باستانشناسي ايران، تپهاي در شمال دهكدهي "نصفي" در درهي گوهر رود (کوری روخان) كشف شد كه از نظر تاريخ و هنر گذشتهي ايران از هر نظر جايگاه ويژهاي دارد. اين تپه آثار ارزندهي قبرستان فرمانروايان و سرداران قومهايي را در خود پنهان داشته است كه در سالهاي پاياني هزارهي دوم تا سالهاي آغازين هزارهي يكم پيش از ميلاد در شمال ايران فرمانروايي ميكردهاند. اين تپه، كه امروزه با نام تپهي مارليك شناخته ميشود، از ميانهي پاييز 1340 تا پايان پاييز 1341 به سرپرستي دكتر عزت الله نگهبان كندوكاو شد و 53 آرامگاه در آن كشف شد كه هر كدام از آنها از آثار ارزندهي هنري پر بود.
آرامگاههاي كشف شده در كندوكاو گورستانهاي فرمانروايان مارليك، با وجودي كه بنابر قدرت و اهميت و ثروت صاحبان خود از نظر ساختمان و چيزهاي درون آنها، با هم تفاوت داشتند، اما همگي نشاندهندهي باورها و انديشههاي قومهاي گذشتهي آنجا دربارهي زندگي پس از مرگ است. همچنين سندهاي ارزندهاي براي باستانشناسان در زمينهي پيشرفت هنر و صنعت ايران در گذشته است كه امروزه بررسي آنها كمك شاياني به روشن شدن گوشههاي تاريك تاريخ كشور ميكند. جام افسانهي زندگي يكي از اين آثار ارزنده است كه نشان ميدهد چگونه يك هنرمند باستاني كوشش كرده است داستاني را در چند صحنهي از آغاز تا پايان بر ديوارهي يك جام طلايي به نمايش بگذارد. ![]() جام افسانهي زندگي نزديك بيست سانتيمتر بلندي و چهارده سانتيمتر پهناي دهانه دارد و از يكي از آرامگاههاي بخش شمالي تپه درمنطقهي +vib به دست آمده است. اين جام تا اندازهي زيادي از زر ناب درست شده است و نرمي ويژهاي دارد. بخش لبهي جام به صورت مفتول درآمده و سختي بيشتري به لبهي جام داده است. نقشهاي روي جام كه برجسته و از سطح جام بيرون زدهاند، در چهار رديف سازمانيافتهاند و روي هم يك مفهوم را بيان ميكند كه در گرداگرد جام چند بار آمده است. 1. رديف نخست(پايينترين رديف) نخستين مرحلهي زندگي بز جواني را نشان ميدهد كه تازه از مادر زاده شده است و از پستان مادر شير ميخورد. مادر سر خود را برگدانده و در حال نوازش پشت بزغاله است. اين صحنه نشان ميدهد كه هنرمند بهخوبي از وضعيت رشد و نمو جانوران آگاه بوده است، زيرا در سر بزغاله فقط گوش را نمايش داده و چون شاخها هنوز نروييدهاند، آنها را نكشيده است. او ماهيچههاي پاها و دستها را با خطهاي ساده نمايش داده و موهاي بدن مادر و بزغاله را با خطهاي نقطهچين جناقي موازي كشيده است. 2. رديف دوم كه بالاي رديف پيشين است، به شيوهي تقارندار بز نوجواني را نشان ميدهد كه در حال بالا رفتن از درخت است. در اينجا بز از مرحلهي كودكي گذشته است و به جاي شير نوشيدن از پستان مادر، از درخت برگ ميخورد. شگفتانگيز است كه هنرمند براي نشان دادن سن جانور شاخها را راست و نه خميده بر سر او كشيده است و روي شاخ دو گره يا خط گذاشته كه نشانهي دو سال از زندگي آن است. دم بز جوان نخست به بالا و سپس با يك زاويهي تند به سوي زمين كشيده شده است و نشاندهندهي بزرگشدن جانور نسبت به حالت و سن جانور در رديف يكم است. 3. رديف سوم نقش گرازي در حال رفتن است. سر جانور به جلو كشيده شده و به نظر ميآيد در حال حمله است. اين نقش نيز مانند نقشهاي ديگر در گرداگرد جام چند بار آمده است. موهاي جانور با نوارهاي افقي خطهاي جناغي موازي و يال خشن پشت گردن و ادامهي آن روي پيشاني با خطهاي كوچك راست و موازي نمايش داده شده است. گوشهاي جانور، نوكتيز و به سوي پشت و چشمها بيضي كشيده شده است. دندانهاي نيش، پوزه و ماهيچههاي دست و پا با خطهاي ساده و بسيار متناسب نمايش داده شده است. اين صحنه نمايانگر مرحلهي سوم داستان است و نشان ميدهد كه زندگي بز در خطر افتاده است. 4. رديف چهارم(بالاترين رديف) صحنهاي است كه مرحلهي پاياني زندگي بز را نمايش ميدهد و پيكر كشته شدهي بز را نشان ميدهد كه لاشخورها در حال خوردن آن هستند. بز ديگر به صورت جانور جواني نشان داده نشده است و روي شاخهاي بلند و خميدهي او يازده گره يا خط ديده ميشود كه نشان دهندهي شمار سالهاي زندگي آن است. بنابراين، جانور در يازدهسالگي با يورش گراز كشته شده است. لاشهي بز كوهي در حالت درازكشيده بر پشت روي زمين است. سطح بدن با خطهاي نقطهچين پوشيده شده است كه نشاندهندهي موهاي بدن است. از شگفتيهاي صحنه چهارم اين است كه نگارگر كوشش كرده است به اين صحنه عمق ببخشد و به عبارت ديگر صحنهاي سهبعدي پديد آورد. از اين رو، لاشخورهايي كه در حال خوردن پيكر جانور هستند بسيار بزرگ وآنهايي كه در حال پرواز هستند كوچكتر نمايش داده شدهاند. بالهاي لاشخورها به چهار رديف بخش شده كه سه رديف آن كوچك و رديف چهارم بزرگتر است. هر پر بال يك مثلث دراز در ميانه دارد كه نشاندهندهي بخش سخت پر است و در دو سوي آن بخش نرم پر به صورت خطهاي جناغي موازي نمايش داده شده است. پرهاي گردن و پاها به مانند فلسهاي ماهي روي هم جاي گرفتهاند. در ميانهي صحنهي چهارم جانور كوچكي نزديك چيزي مانند يك درخت كوچك ديده ميشود كه به نظر ميرسد جنين يا ميمون باشد. اگر آن را جنين بدانيم، ميتوان چنين نتيجه گرفت كه هنرمند ميخواسته پيوستگي زندگي و مرگ را از زادروز تا روز مرگ و سپس زندگي دوباره نمايش دهد. در حالت دوم، ميتوان گفت كه هنرمند از افسانههاي كهن هند و ايران الهامگرفته و داستان زندگاني جنگل و جانوران را براي عبرت انسان روي جام به نمايش گذاشته است و ميمون نمايندهي جانور باهوش و زيرك است كه در بيشتر چنين داستانهايي، از جمله در داستانهاي كليله و دمنه، ديده ميشود. جام افسانهي زندگي نه فقط از نظر اين كه نخستين نمونه از داستان تصويري است، اهميت دارد، بلكه يكي از شاهكارهاي هنري جهان باستان است كه مانند آن كم پيدا ميشود. سازندهي اين اثر از فن پيشرفتهي فلزكاري آگاه بوده و از آن به زيباترين شيوه درساختن اين جام بهره گرفته است. باريكبيني او در ساختن اين جام بسيار شگفتانگيز است. او كوشيده است حالت طبيعي و عادي حركتهاي جانور را آن گونه كه در طبيعت است، نمايش دهد و فراوردهي دستان چابك و هنرمند او بهخوبي نشان ميدهد كه از نظر آگاهي و آشنايي با طبيعت در سطح بالايي بوده است. __________________
|+| نوشته شده توسط یکی مثل شما در چهارشنبه ششم خرداد 1388 و ساعت 19:51 |























